أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

340

تجارب الأمم ( فارسى )

براى ابو عبد الله بريدى كه در اهواز مىزيست پيغام فرستاد كه ، چون من تو را نيكخواه پنداشته بودم باور نمىكردم ترفندى ضد من به كاربرى ، دو رو بودن تو را نيز شنيده بودم ولى نمىپذيرفتم * . ابو عبد الله بريدى به ابو على دبير گفت : براى فايق غلام بنويس كه به محمد بن خلف [ نيرمانى ] بگويد : شگفت نبود كه اين ترفند از چشم تو پوشيده ماند ، زيرا مانند آن از چشم بزرگتر از تو نيز پنهان ماند ، ولى دردناكتر آنست كه از آنجا كه ما را زندانى كرده بودى ، راه‌هائى به خانه‌هاى زنانت بود و تو نمىدانستى ، در آينده آنها را به پا ! ! . ابن قرابه اين گروه را با ابن مقله آشتى داد و ابن مقله [ وزير ] دستور داد ايشان بر سر كارهاى خود باز گشتند و كارهايشان رو به راه شد . چون تضمين‌ها كه محمد [ نيرمانى ] براى پولسازى از پيمانهاى بريديان و اسحاق بن اسماعيل [ نوبختى ] داده بود ، پوچ شد ، ابن مقله كارگزارى معونت آن بخشها را نيز از او گرفته ، او را به نزد خود بخواند . ولى چنان كه گفتم [ نيرمانى ] بر فرستاده و پرده‌دار ابن مقله پريد و خود پنهان شد . پس ابن مقله كسانى به خانهء محمد بن خلف [ نيرمانى ] فرستاده در را باز كرده خدمتگزاران و پرده‌دار خود را بيرون آورد . ابو على بن مقله [ وزير ] با ابو الخطاب [ 1 ] بن ابو العباس بن فرات دشمن بود ولى هيچ راه قانونى براى دستگيرى او نمىيافت ، زيرا از بيست سال پيش كار دولتى را رها كرده خانه‌نشين بود و به درآمد ديه خود بسنده كرده بود . انگيزهء دشمنى او آن بود كه در روزگار بيچاره شدنش از وى كمك خواسته و او دست تنگى را بهانه كرده كمك نكرده بود . * بارى ابو الخطاب در يك « ختنه سوران » براى فرزندانش آرايش شايستهء همانند خود نمود و فرزندان ابن مقله را بدان جشن بخواند ، ايشان در آنجا با پذيرائى گرم رو برو

--> [ ( 1 - ) ] M : ابو الخطاب جعفر بن ابو العباس احمد بن محمد بن موسا بن حسن بن فرات را ابن خلكان ، در ضمن احوال على بن محمد بن موسى وزير ، در حرف عين آورده ، به نادرست او را پسر محمد و برادر وزير ياد شده خوانده است ، ولى گفتهء مشكويه درست‌تر است - خ 5 : 262 .